درمان اعتیاد؛وب لژِیون آقای سعیدآبیار
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
ششمین جلسه از دوره پنجاه و نهم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه وادی دهم و تأثیر آن روی من در روز چهارشنبه مورخ 96/3/24 به نگهبانی و استادی آقای امین دژاکام و دبیری خانم زهرا راس ساعت 15:35 آغاز به کار نمود.
 
خلاصه سخنان استاد امین:
ضمن آرزوی موفقیت و شادکامی برای همه دوستان. امیدوارم ماه رمضان برای همه شما پر بار بوده باشد. برای من الحمدلله خوب بود. امسال یکسری چیزهایی را بدست آوردم و تجربه خوبی بود. با این روزه درصدی یکسری را هم تشویق کردیم و آزمایش کردیم، جواب داد و خوب بود. 
این روزه درصدی بنظرم می تواند باعث شود که همه نقطه تحمل افراد بالا برود و از یک کار سخت به یک کار آسان تبدیل شود. و این هنر ما است که کارهای مشکل را ساده و قابل حل کنیم. برای هر انسانی اگر کار قابل اجراء باشد و برایش ایجاد علاقه کند، این اتفاق می افتد. باید کارها را بتوانیم بهمراه محبت، به شکلی در بیاوریم که از انجام آن لذت ببریم. دقیقاً نیروهای منفی برعکس این موضوع عمل می کنند. یعنی مسائل را پیچیده و غیرقابل حل می کنند و بگونه ای پیش می روند که بی زاری و احساس نفرت در شخص ایجاد شود. مثل داستان بچه ای که از 3 سالگی مجبور می شود که صبح ساعت 4 از خواب بیدار شود و نماز بخواند. 
اگر یک فعالیتی، انرژی بیشتر از آنچیزی که خرج می کنیم، به ما بدهد، قدرمسلم آن فعالیت تداوم دار خواهد بود. 
وادی دهم، صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون انسان جاری است. 
همین الآن تمام دنیا اعتقادشان بر خلاف این قضیه است. یعنی در مورد این یکسری بیماری ها می گویند، این بیماری درمان ندارد. نمی گویند که این بیماری درمان دارد، ولی ما بلد نیستیم. در مورد اعتیاد هم همینطور است، می گویند اعتیاد، یک بیماری ناعلاج، مرموز و پیش رونده است. به این معنی که این صفت برای شخص قابل تغییر نمی باشد. یعنی اگر یک نفر صفت مصرف کننده را دریافت کرد، این صفت تغییر نخواهد کرد. اما کنگره مخالف این قضیه صحبت می کند و در وادی دهم، بیان می کند که هر مشکلی راه حلی دارد و ما باید بگردیم و راه حل آن را پیدا کنی. 
البته این وادی شامل حال انسان می شود. حالا انسان چه ویژگی دارد که ما می توانیم وادی دهم را در مورد او بکار ببریم؟ اختیار. آن چیزی که وجه تمایز انسان با سایر مخلوقات می شود و در آموزشها و کلام الله شریف با آن برخورد می کنیم، اختیار است. پس صفت گذشته برای سایر موجودات قابل تغییر نیست. مثلاً یک شیر که صفت درندگی دارد و باید گوشت بخورد، نمی تواند اهلی شود و گیاهخواری کند! 
اختیار واقعاً چه هست؟ وقتی صحبت از اختیار می شود، ما سریعاً دنبال انتخاب و خواسته ها می رویم. مثلاً من خواسته ام این است که یک چیزی بخورم و بین آش رشته و نان و پنیر، یکی را انتخاب می کنم و می خورم. این انتخاب من آگاهانه است و خودم انتخاب می کنم. حالا ببینیم در موجودات این انتخاب به چه صورت است؟ 
همه موجودات دارای عقل و نفس هستند، ولی این ویژگی اختیار مربوط به انسان است (بواسطه مثلث نفس واحده که می گوید: انسان از روح ، نفس و جن تشکیل شده است) و این مختص انسان است. پس در سایر موجودات هم خواسته وجود دارد، اما چطور این خواسته اجابت می شود؟ 
در موجودات آن خواسته ای که از همه مهمتر است، دنبال می شود. یعنی اگر گرسنه باشد، تشنه باشد و بترسد، و اگر ترس بر گرسنگی قالب باشد، اصلاً به آن مراجعه نمی کند. 
اما در انسان، خواسته ای که قوی تر است، همیشه در دستور کار قرار نمی گیرد. مثلاً در همین روزه گرفتن، ما خیلی گرسنه و تشنه هستیم، ولی چیزی نمی خوریم. یا صبح خیلی خوابمان می آید، ولی بلند می شویم و شربت می خوریم. 
پس تفاوت بین انسان و حیوان این است که در حیوانات خواسته ای که قوی تر است، اجراء می شود. ولی در انسان، همیشه خواسته ای که قوی تر است، اجراء نمی شود.
حال این سوال پیش می آید که اگر انسانی که در درونش خواسته ای هست، بگونه ای رفتار کند که همیشه خواسته ای که قوی تر است، اجراء کند، چه اتفاقی برایش می افتد؟ آن انسان از سمت مرحله انسانی، به حیوانی تنزل پیدا می کند. 
چون انسان بودن و حیوان بودن، به اسم و نام نیست، به خاصیت و ویژگی است. اگر حیوان و انسان همیشه خواسته ای که مهمتر است را اجراء کنند، از نظر خاصیت یکی می شوند. پس اینجا که می گویند انسان از مرحله انسانی به حیوانی سقوط می کند، همینجا اتفاق می افتد. 
حالا حیوان ممکن است در اجرای خواسته هایش، به موجودات دیگر آسیب برساند، ولی انسان این ویژگی را هم دارد که برای دیگران نقشه هم بکشد و این باعث می شود که خطرناک تر از حیوان ظاهر شود.
یک ویژگی جالب که در وادی اشاره می شود، این است که می گوید: شما در هر جایگاهی که هستید، هیچ اعتباری ندارد. شما در بهترین شرایط، نمی توانید بگویید که من کارم تمام شد و دیگر لازم نیست  تلاش کنم. من خودم تصور می کردم که اگر یک جایگاهی را کسب کردم، تا ابد این جایگاه متعلق به من است. ولی این موضوع در مورد حیوان صدق نمی کند. 
جذابیت این موضوع در همینجاست، اگر غیر از این بود، دیگر ما نیازی به تلاش نمی دیدیم. اینجا هشداری به انسان می دهد که اگر حرکت اشتباه بدهی و دست از تلاش برداری، تمام آنچه بدست آورده ای از دست می دهی و سقوط می کنی.
این پادزهر کسانی هست که دچار غرور و تکبر می شوند. ما در کنگره وقتی رشد می کنیم و رهجو می گیریم، ممکن است این تصور در ما ایجاد شود. اینجا می گوید که تو همیشه به آموختن و یادگرفتن نیاز داری و آن چیزهایی که بدست آورده ای، نتیجه زحمت هایی است که کشیدی، اگر فکر می کنی که نیازی به تلاش نداری، یکسال دیگر سقوط می کنی.
نکته بعدی، برای نقطه مقابل مطرح می شود. کسانی که از نظر مالی، فیزیکی و اخلاقی به پایین ترین نقطه سقوط کرده اند و برای آنها همه چیز ناامید کننده و ناراحت کننده است، برای این انسان وادی دهم به گونه ی دیگری عمل می کند. شاهکار وادی دهم در این است که برای همه انسانها (متکبر و ناامید) نکته و درس دارد. 
بیشتر توضیحات در انتهای وادی داده شده است و یک چرخه ای مطرح می شود که یک شاهکار است. این چرخه می گوید، حالا که فهمیدی صفت تو خراب شده و می خواهی آن را درست کنی، باید اول از همه تفکر سالم داشته باشی، درست فکر کنی. یک شخص مصرف کننده که وارد کنگره می شود، اولین چیزی که یاد می گیرد، درست فکر کردن است.  نتیجه درست فکر کردن، شخص این است که متوجه می شود که نیاز به آموزگار دارد. 
نکته بعد، ایمان سالم است. تفکر سالم همان است که فهمیده خودش نمی تواند به جایی برسد، ایمان سالم هم این است که متوجه شده کنگره جایی است که قطعاً او را به درمان اعتیاد می رساند. 
بعد از تسلیم شدن، عمل سالم. یعنی تمام دستورات را اجراء می کند و هرچیزی که راهنما برایش تجویز می کند، مو به مو اجراء می کند. 
در ادامه ی عمل سالم، حس او سالم می شود. حس هم اولین شروع بکارافتادن قوه عقل است و باعث می شود که فکرش درست کار کند. در مرحله آخر عشق سالم بوجود می آید و در پی آن، بچه های کنگره، راهنما و همه را دوست دارد. تازه بعد از انجام این مراحل است که عشق در او پدیدار می شود. وقتی احساس دوست داشتن، ولی در شخصی بوجود آمد، یعنی در شخص مراحل تغییر صفت اتفاق افتاد و همه از بین رفته است. 
پس چرخه تغییر صفات، نیازمند این است که ما تمام مراحل را انجام بدهیم. ممکن است این برای اعتیاد باشد، ممکن است برای حسادت یا ویژگی های دیگر باشد. 
پس اینکه می گویند، وادی چهاردهم، آخرین مرحله است که شخص به محبت می رسد، در وادی دهم هم مطرح شده است




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 خرداد 1396
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی